مقدمه:
آن قدیمها که میخواستیم به شمال برویم، پدر محترم ساعت ۴ صبح با بهانهی اینکه زودتر بزنیم به جاده تا به ترافیک نخوریم ما را از خواب ناز بیدار میکرد و با شکم گرسنه و در وضعیت خواب بیدار در حالی که به هر چه سفر خانوادگی هست فحش میدادیم، میرفتیم عقب ماشین در کنار برادر عزیزمان لوله میشدیم، تا شاید کمی از خواب از دست رفته رو جبران کنیم! ما معمولا از مسیر شرق تهران و از طریق جاده فیروزکوه به روال اکثر پایتخت نشینها تعطیلات را راهی استانهای شمالی کشور میشدیم. در این مسیر، اولین توقفگاه برای صبحانه، جاجرود بود.
در آن سالها فکر نمیکردم رفت و برگشتم به منزل کیلومترها بعد از همان جاجرود معده خالی، بیخواب و تحمیلی در کنار خانواده رقم بخورد. احتمالا از این میزان غری که مقدمه نوشته من شد تا الان حدس زده باشید که من یک ساکن شهر پردیس هستم.
چرا ساکن پردیس شدم؟
چند سال پیش بود که شهردار وقت تهران جناب آقای محمدعلی نجفی که اتفاقا به جرم قتل همسر خود چند وقتی در اوین به سر برد بعد هم آزاد شد! در یک مصاحبه در پاسخ به خبرنگاری درمورد مشکلات شهر تهران یک راهحل زیربنایی و کلیدی ارائه داد که احتمالا در اتاق فکرهای نظام تا آن زمان از زبان تحصیلکردهها و به فرنگ رفتههای مدافع اقتصاد آزاد زیاد مطرح شده بود. ایشان فرمودند زندگی در مرکز تهران را انچنان عیانی و گران میکنیم تا دیگر کسی توان زندگی در این منطقه را نداشته باشد. اینطور به صورت خودکار مشکلات شهری هم حل خواهد شد.
بله با همین فرمول بود که زندگی در تهران را به ویژه برای ما متولدین سالهای پس از انقلاب گران کردند. اگر کسی میخواست مستقل شود و با توان مالی شخصی برای خودش سقفی دست و پا کند اجاره بهای مسکن از پیروزی تا تهرانسر آنچنان بالا بود که بابای ما هم از پس اجاره آن برنمیآمد. پس در نتیجه در تهران ماندن مساوی شد با پذیرش زندگی در حاشیه شهر. ما با کولهباری از خاطره از محلههایی که از آنها کودکی را به جوانی رسانده بودیم ناخواسته به جایی کوچانده شدیم که هیچ انتحابی بر آن نداشتیم. پردیس هم یکی از این نقاط کوچ اجباری برای هم سن و سالهای من است. تا اینجای کار دلیل اقامتم در شهر پردیس را متوجه شدید.
پردیس چه شکلی است؟
ورودی شهر پردیس شما را با منظره بینهایت برج متحدالشکلی روبرو میکند که از بستر کوه بیرون زدهاند. اینجا بیشتر از یک شهر که با قواعد شهرسازی و معماری مدرن ساخته شده باشد، شبیه پادآرمانشهری است که پس از نابودی تمدن، بقایای بشر آمدهاند برای خود منزلهای عجیب و بی ربطی دست و پا کردهاند. پردیس همچنین شبیه گتوهای یهودیها در زمان تسلط نازیها بر اروپای سالهای جنگ جهانی دوم نیز هست. وقتی وارد پردیس شوید اولین موضوعی که با آن روبرو میشوید فراوانی آژانس املاک است. در غیاب مراکز درمانی، آموزشگاه، پارک، باشگاه ورزشی، مدرسه،ترهبار،استخر، ایستگاه قطار شهری، فرهنگسرا، میوهفروشی و ... اینجا فقط املاکی میبینی. فعلا قرار است با واسطهبازی و دلالی قیمت زمین و ملک در این بیابان آخرالزمانی بالا بکشد و بعد از اینکه خوب اینجا برای سرمایهگذاری بساز و بفروشها جذابیت پیدا کرد، آن وقت هست که شاید با همت و مشارکت بخش خصوصی شاهد رفع کمبودهای خدماتی و زیرساختهای شهری در این منطقه باشیم. حالا اینکه در نبود امکانات اساسی قرار است یک نسل از ساکنین اینجا تباه شوند برای مسئولین محترم اهمیتی ندارد.
موقعیت جغرافیایی پردیس کجاست؟
ما از غرب با جاجرود همسایه هستیم و در شرق ما بومهن قرار دارد. شرقیترین نقطه در پردیس منطقه صنعتی کمرد است. در جنوب ما سیاهسنگ و کرشت قرار دارد. از شمال هم به هیزمدره میرسیم. زمان آن رسیده است که از روی نقشه یک نگاه به محل زندگی خود بیندازیم.
آکاهی از شهر پردیس و شرایط زیستی در آن چه فایدهای دارد؟
حالا که مجبور شدیم در پردیس زندگی کنیم. همچنین آگاه هستیم که در اینجا قرار نیست کسی به داد ما برسد، تنها گزینه موجود این است که خودمان برای رفع نیازهای خود به فکر بیفتیم. یادمان باشد بیخبری و ناآگاهی کلید سوءاستفاده از ما است. پس بیاییم تهدیدهها را به فرصت تبدیل کنیم. زندگی در ییلاق تهران و این منطقه خوش آب و هوا شاید به آن بدی که آقای دکتر نجفی و همباندیهای ایشان برای ما تقریر کردهاند نباشد. کافی است همدیگر را ببینیم و با هم صحبت کنیم.
چه مناطق دیدنی در شهر پردیس و اطراف آن وجود دارد؟
براساس مشاهدات من بر روی نقشه و براساس جست و جوی موتورهای جست و جو اینها لیستی از مناطقی هستند که در پردیس و اطراف آن قرار دارند:
- پارک ملی خجیر
- آبشار کمرد
- بام پردیس
برچسب:
نویسنده: مهدی حسینیان